تبلیغات
بازار sms - بازار sms - بازم sms
بازار sms
بازم sms نویسنده : حامد میرابی

اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ، ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کنم

 

==================

 

 

خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی...

 

=====================

 

 

صداقت و مهربانیت را می ستایم صداقت را از کلامت و مهربانیت را از نگاهت

 

=====================

 

 

کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد

 

=====================

 

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق.. یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است

 

 

=================

 

 

به سه دلیل دوستت دارم دو تاشو نمیدونم یکیشم یادم نیست

 

=====================

 

 

زندگی زیباست زشتی‌های آن تقصیر ماست، در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست! زندگی آب روانی است روان می‌گذرد ... آنچه تقدیر من و توست همان می‌گذرد

 

 

=====================

 

 

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم

 

=====================

 

اس ام اس خنده دار

 

 

 

میدونی فرق تو با آهن چیه ؟

 

.

 

.

 

.

 

آهن زنگ میزنه ولی توی گدا اس ام اس هم به زور میزنی ! 

 

====================

 

سلام ! دیشب خواب دیدم تویه باغ سرسبز داشتی برای خودت قدم می زدی ، منم اونجا بودم کنار دریاچه ، دیدم یه گل قرمز بین لباته ، داشتی به من نزدیک می شدی می خواستم بهت یه چیزی بگم اما

.

.

.

یه دفعه چوپونت اومد و بردت طویله

 

=====================

 

میدونی شباهت تو با باغچه چیه ؟

 

جفتتون کرم دارید

 

=====================

 

عروسه وارد یه مجلس میشه مادر شوهر میگه : صل علی محمد ، دشمن جانم آمد ! عروس هم میگه : عقرب زیر قالی ، میخواستی پسر نیاری

 

=====================

 

گفتی تو دلم اول و آخر خودتی...

 

از هر چه که دارم بهترینش خودتی...

خندیدم و زیر لب مکرر گفتم...

 

شاهزاده ی قصه های من ؛ خر خودتی !

====================

 

یه آبادانیه میره تو مغازه به یارو میگه: کا، بلوز داری؟

مغازه داره میگه: نه.

آبادانیه میگه: کا، شلوار داری؟

مغازه داره میگه: نه.

آبادانیه با تعجب میگه: کا، پس چرا رو شیشه نوشتی: کا لباس داریم؟

 

====================

 

پس از سریال پر طرفدار یوسف سریال زیبای لوط نبی در قزوین ساخته و بزودی پخش خواهد شد

 

 

رشتیه از دخترش میپرسه: ببینم شبا میری صبح میای، کجا میری؟

 دختر: میرم خونه دوست پسرم، مسئله ایه!؟ رشتیه: نه، فقط

میخواستم بگم به درس ات لطمه نزنه

نظرات() 

ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام
mehran
شنبه 26 بهمن 1387 09:25 ب.ظ
Linketo gozashtam,,agar banner ham dari bede ta bezaram
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آرشیو ماهیانه
لیست کامل آرشیو
آمار
تعداد کل مطالب ارسالی
تعداد کل نویسندگان
تاریخ آخرین بروزرسانی
تعداد بازدید امروز از وبلاگ
تعداد بازدید دیروز از وبلاگ
تعداد بازدید ماه قبل
تعداد بازدید کل از وبلاگ
تاریخ آخرین بازید از وبلاگ
نویسندگان